02188272631   09381006098  
تعداد بازدید : 46
4/24/2023
hc8meifmdc|2011A6132836|Tajmie|tblnews|Text_News|0xfdfff5c6020000006e0f000001000100

 

 

ضرورت  نوزایی شهر

The necessity for an" urban renaissance"

محمدجواد مقصودی

دانشجوی کارشناسی ارشد شهرسازی

 
درآمد

وضعیت در شهرها ، بویژه مراکز ارزشمند قدیمی و تاریخی آنها ، اسف بار است . بافت های قدیمی یا در حال فرو ریختن و زوال هستند و یا بخش های وسیعی از آنها ( در قالب طرحهای نوسازی و بهسازی ) تملک و تخریب شده و تکمیل و راه اندازی مجموعه های بزرگ مقیاسی را انتظار می کشند که به خاطر محدودیت های مالی ، زمان اتمام کار و تجدید زندگی در آنها معلوم نیست .

 تجربه ما در عرصه مداخلات شهری کم نیست ، هزینه های وارد شده بر دوش شهرها و شهروندان هم ناچیز نیست !

در این راه ، به کارگیری تجربه جهانی ، ارزیابی دقیق وضعیت " خودی " ( نگاه به همه گستره ایران ) ، شناسایی واقع بینانه امکانات امروز کشور  و اقدام در جهت " شدن " و نه واماندن در منویات ذهنی با ماهیت " تراوشات " ضرورت دارد .

این نوشتار در پی آن است که از طریق نوعی بازنگری زمانی در تجربه جهانی و" خودی " معیارهای پایه ای را در عرصه مداخله در مراکز ارزشمند تاریخی و قدیمی شهرهایمان به دست دهد . به این منظور ، مروری بسیار کوتاه بر تجارب جهانی ( از تخریب و نوسازی تا مرمت شهری ) صورت گرفته و دستاوردهای آن ، بویژه در دو دهه اخیر ، به صورت معیارهای پایه معرفی شده است و تلاش بر این بوده است که نتایج تجربه دهه اخیر کشورمان نیز محک زده شود .


1-
  طرح مسئله

از منشور آتن (1933) تا منشور آمستردام (1975) چهل و دو سال طول کشید تا جوامع توسعه یافته از پرداختن به تک بنا فارغ شوند و به مداخله در مراکز ارزشمند قدیمی و تاریخی ، با هدف تجدید حیات و روان بخشی آنها ، بیندیشند!

از سویی دیگر ، امروز سی وچهار سال از برگزاری نخستین گردهمایی مرمت بناها و شهر های تاریخی ( آذر 1350 دانشگاه تهران ) در کشورمان می گذرد . در این گردهمایی ، " مسئله حفاظت و مرمت بناها و شهرهای تاریخی به عنوان عاملی موثر در توسعه کشور " مطرح شد. پس سابقه امر در کشور ما هم کوتاه نیست .ما هم از تجربه نهیه ده ها طرح بهسازی و نوسازی مراکز قدیمی و تاریخی برخورداریم ، لیکن تلاش ما به تناسب زمان34 ساله و امکان بهره گیری از تجارب جهانی ، بسیار کم ثمر بوده است . این نوشتار در پی علت جویی این کم ثمری نیست . در اینجا می خواهیم مفاهیم حاصل ازتجربه جهانی و تجربه ایرانی دو دهه اخیر در عرصه تجدید حیات و روان بخشی مراکز قدیمی تاریخی شهرها را به طور خلاصه و در یک ارزیابی مقایسه ای ، معرفی نماییم .

2- تجربه جهانی : از" تخریب و نوسازی " تا" مرمت شهری "

 

در آوریل 1998 ، قائم مقام نخست وزیر بریتانیا از ریچارد راجرز ( معمار بنام و نظریه پرداز " نوزایی شهری " تشکیل یک گروه کار ویژه را خواستار شدکه ماموریت یافت تنزل کیفیت محیط شهری انگلستان در چند دهه اخیر را علت جویی کرده و راه حل های برون رفت از این بحران و تبدیل شهرها به محیط مطلوب برای زندگی امروزی را پیشنهاد کند .

نتیجه فعالیت یک ساله این گروه کار ، گزارشی است با نام " بسوی نوزایی شهری " که طیف گسترده ای از پیشنهادهای آینده نگرانه ارائه کرده است . به گفته راجرز ، این گزارش در پی پاسخ به این سوال است که " چگونه می توان کیفیت شهرها و روستاها را بهبود بخشید و در عین حال ، در یک دوره 25 ساله، چهار میلیون واحد مسکونی در انگلستان احداث نمود ؟ "

اعمال سیاست ها و برنامه های بهسازی و نوسازی در مراکز شهرها و سطوح شهری موجود ( و پرهیز از مرکز گریزی ) در کشورهای توسعه یافته به دو یا سه دهه اخیر محدود نمی شودو اگر جنبه های کالبدی و مذهبی سیاسی قدرتمندانه را ملاک قرار دهیم ، سابقه امر حتی به یک قرن پیش هم می رسد .

مداخلات بزرگ دربافت موجودشهرها (در موردرم وپاریس بافت قرون وسطایی) راهم می توان تجدید حیات شهری به حساب آورد. این تلاش ها که ازفقربهداشت عمومی درشهرهاناشی می شددردوران بین دوجنگ ودرسالهای پس ازجنگ جهانی دوم مقیاس وسیع تری به خودگرفت.بازسازی به عنوان ادامه بخشی ازکارهای دوران جنگ دوم جهانی به صورت فرآیندی کالبدی به حساب آمد که درآن برنامه ریزی ومعماری (ساخت وساز)نقش اصلی را ایفا میکردند. لیکن تبلورکالبدی برنامه های بازسازی دردهه های 40‎‎‎‏‏  50و60 قرن بیستم بدترین اثرات راازمکتب مدرنیزم بین المللی به خود گرفتند:حس بی مکانی سلطه ماشین (خودرو)درشهروغیره!

نه تنها شرایط غیربهداشتی محیط شهری درقرن گذشته، بلکه دگرگونی ساختاری دراقتصادجوامع پیشرفته ای که صنایع سنگین آنها (مانندکشتی سازی ذوب آهن ونظایرآن) ازبین رفته وجای خود رابه بخش خدمات داده بودند نیزعامل اصلی دیگری بودکه اجرای طرح های تجدید حیات شهری راضرورت بخشید. دراثر این تجدید ساختارتولیدارضی وسیع درون شهری که قبلا دراشغال انبارها باراندازها وکارخانجات بودبه مخروبه یازمین آزاد تبدیل شد.به سبب افزایش قیمت زمین وشرایط نامطلوب ناشی از وجود این اراضی در مراکز شهرها طرح های نوسازی وبهسازی متشکل ازفضاهای مختلف خدماتی  فرهنگی تجاری مسکونی وتولید امروزی مطرح شدند که سرمایه گذاری کلانی راطلب می کردند.

این تحولات موجب شد که شهرها برای جذب سرمایه بایکدیگر به رقابت پرداخته وفرصت های سرمایه گذاری در زمینه تجارت صنایع جدید (مانند گردشگری) وجذب نیروی ماهر امروزی (متخصصان فناوری اطلاعات و) رافراهم سازند. بحث مشارکت فعال بخش خصوصی مطرح شد ومؤسسات وشرکت های توسعه وعمران شهری شکل گرفتند.

برای تشویق این مؤسسات ضوابط ومقررات خشک وبازدارنده از ارضی موضوع توسعه برداشته شد وامتیازات ویارانه های ویژه ای منظور گردید.

برنامه های نوین تجدید حیات وبهسازی محیط شهری باطرح های نوسازی شهری بعدازجنگ دوم جهانی تفاوت ماهیتی دارند: تعهد جدی به حفظ ویژگی ها وارزش های بافت تاریخی همراه باحفاظت ازبناها وفضاهای شاخص ورسمیت یافتن نقش واقعی مشارکت های مردمی به عنوان جایگزین درگیری گسترده بخش دولتی درمداخلات توسعه شهری به محور اصلی این برنامه ها تبدیل شده است .برهمین اساس مشارکت بخش های خصوصی وعمومی (غیردولتی) به عنوان شرط لازم برای تصویب این گونه طرح ها درمراجع زیربط محسوب می شود.

امروز تجارب امریکای شمالی ،  اروپا واسترالیا هریک با ویژگی های خاص خود راه کارهای غنی وارزشمندی درزمینه دستیابی به مشارکت بخش های خصوصی وعمومی در تجدید حیات اقتصادی وارائه ‹‹چشم اندازی نوبرای شهر››ارائه می دهند.

 

3-  معیارهای پایه (معرفی مقایسه ای)

بررسی نظریه ها ونتایج حاصل از تجارب دو دهه گذشته معیارهای پایه ای رابه دست می دهد که در تضمین موفقیت طرح های تجدید حیات مراکز ارزشمند قدیمی وتاریخی شهرها نقش کلیدی دارند:

دراین قسمت معیارهای فوق به صورت خلاصه معرفی شده وتجربه کشور ما به صورت مقایسه ای ارائه میگردد.

?      فشردگی وتراکم

راجرزوهمکارانش 130 سال پس ازالکساندر تامسون وبا اتکا به تراکم 400 واحد مسکونی در هکتار دربارسلون (متراکم ترین وسرزنده ترین شهر اروپا ) وتراکم 200 واحد درهکتار درمطلوب ترین محلات لندن مرکزی درگزارش خود اعلام می دارندکه شیوه برخورد با تراکم ساختمانی درمراکز قدیمی وتاریخی باید تغییر یابد.

 

درگزارش مذکور چگونگی ایجاد محلات مطلوب با تراکم بالاتر از روال مجاز ومعمول درضوابط ومقررات برنامه ریزی شهری رایج ارائه شده است. در نقطه مقابل تمامی تجربه ما با تأثیر ازمحدودیتهای ناشی از ضوابط ومقررات موجود (معیارهای سازمان میراث فرهنگی ضوابط طرح های جامع و)  باتراکم ساختمانی کم همراه بوده است . این امر یکی از دلایل افت قیمت زمین وبی علاقگی مالکین درمراکز شهری است درحالی که بررسی تجارب موفق حاکی از این است که مسکن پرتراکم وبازیافت سطوح متروکه شهردرتضمین برابری اجتماعی شهروندان مؤثر است.

?      ترکیب کاربری ها وفعالیتها

نزدیکی وهمجواری فضاهای مسکونی کار خرید وامکانات خدماتی-  رفاهی، آموزشی وتفریحی ازمهمترین جاذبه های زندگی شهری است

کاربری های مرکب به معنی توزیع فعالیتهای سازگار، درسراسر محدوده مداخله است. تجربه ما دراین زمینه بسیار ناموفق (وتک محصولی) است: سرمایه گذاری دولتی وعمومی با نگاه مقطعی به وضع موجود یا گرایش به بازگشت سریع سرمایه دراکثر نزدیک به همه طرح های مداخله درمراکز شهرها همواره براحداث واحدهای تجاری اصرار می ورزد ومجموعه های مسکونی (اعم از ارزان قیمت یا استیجاری) رادر اراضی بیرونی شهرها بنا می کند ! فضاهای فرهنگی واجتماعی نیز ازنقش ناچیزی در طرح های ما برخوردارند.

?      تداوم مداخلات

مجموعه اقدامات دفعی وضربتی نمی تواند یک باره به تجدید حیات وروان بخشی مراکز شهرها بیانجامد.

طرح های تجدید حیات  باید بتوانند پیوند بین ارزش های گذشته راباحال وآینده برقرار سازند وبه احساس هویت وایجاد خاطره جمعی یاری رسانند.

تجربه ما از سازماندهی گذرهای محله جماله اصفهان (70-1367) تا مرمت نمای میدان حسن آباد (70-1367) حاکی از آن است که مداخلات درحد ‹‹نماسازی›› محدود ماند ودرچند سال زدوده شد یا دربهسازی ونوسازی پیرامون بازار تبریز به تملک وتخریب ونوسازی چند هکتار ‹‹بافت فرسوده›› منجر گردید وبه گواهی شواهد، تداوم نخواهد یافت.

مقیاس وآهنگ مداخله در بافت های ارزشمند قدیمی وتاریخی باید به گونه ای انتخاب شود که هم جریان زندگی در آنها راخدشه دار نسازد وهم باتداوم خود امید وحس مشارکت درفرآیند تجدید حیات رادر میان ساکنین افزایش دهد.

?      هم پیوندی

طرح های تجدد حیات باید با اعمال تغییرات خاص در شبکه گذربندی پیوندهای درون بافت شهر رابرقرار ساخته وبه ان صراحت بخشد.این امر فقط دردسترسی به مکانها (کار، تفریح ، دیدار آشنایان و )خلاصه نمی شود بلکه ایجاد افق دید مداوم وامکان حرکت آسوده شهروندان در شهر ونیز برقرار کردن هم پیوندی بین مرکز قدیمی وتاریخی وکل بافت شهر را هدف قرار می دهد.از آنجاکه مداخلات مادر هر دو دهه گذشته با تملک وتخریب سطوح وسیع بافت های ‹‹فرسوده ومسأله دار›› ونوسازی همراه بوده است. هدف فوق دراکثر طرح ها تحقق نیافته است بلکه برعکس دربسیاری موارد ارتباط ‹‹ ارگانیک››بخش های متشکله بافت از میان رفته وبه ازهم گسیختگی آنان منجر شده است.

?      مداخله مشارکتی

درجریان گسترده شدن روزافزون مداخلات با هدف تجدید حیات شهرها درکشورهای پیشرفته امروز دیگر کمتر موردی رابدون حضور فعال شهروندان (یاسرمایه گذاران بخش خصوصی) می توان یافت. این امر درهر کشور یاشهر به فراخور ویژگی های آن به گونه ای خاص نهادینه شده است.

بدیهی است درآغاز کار باید سیاست ها وبرنامه های حمایتی وپشتیبانی (امتیازات ویژه) باسرمایه گذاری اولیه بخش دولتی یا عمومی (شهرداری ها) همراه باشد لیکن برنامه های موفق باید در کوتاهترین زمان به جلب مشارکت شهروندان منجر  شود.

متأسفانه تجربه ما دراین مهم به فروش ‹‹اوراق مشارکت›› ازاوایل دهه 1370 درطرح نواب یا به انعقاد قراردادهای مشارکتی محدود با پیمانکاران درطرح ویژه چایکنار تبریز ویا به تأسیس شرکت های متشکل از سازمان عمران وبهسازی شهری باشهرداری واستانداری هادرهمه طرح های مسکن سازان محدود مانده است.سالهای قبل بحث شهرسازی مشارکتی ‹‹ باهدف جلب شهروندان وساکنین›› مطرح شده وهنوز به تجربه عملی نرسیده است. ماهنوز با محدودیت های فراوان در زمینه های 1)قوانین ومقررات 2) پشتیبانی مالی(ازطریق نظام بانکی) مواجه هستیم.

?      سازماندهی

همانگونه که در آغاز اشاره شد دگرگونی مفاهیم ومعیارهای پایه ای مداخله در بافت های کهن از 1965 (تجربه انگلستان) آغاز شد ومهمترین محورهای این دگرگونی عبارتند از:

-   تدوین راهبردها وسیاستها

-   پرهیز از پاکسازی ونوسازی

-   تأکید بر بهسازی ومرمت شهری

-   کوچک سازی گستره های مداخله

-   جلب مشارکت های مردمی وایجاد تشکل های غیر دولتی

-   گسترش اقدامات از مداخلات صرفاً کالبدی به عرصه های اجتماعی وفرهنگی

محورهای فوق به هیچ وجه حوزه عمل وتأثیر منفرد ومجزا ندارند. به گواهی تجربیات موفق جهانی دستیابی به اهداف این طرح ها تنها از طریق نوعی سازماندهی کارا میسر شده است.

در این زمینه تجربه بارسلون یکی از موفق ترین نمونه هاست:

 

برنامه گسترده مداخلات که آغاز آن به اشتباه به برگزاری مسابقات المپیک 1992 منسوب می شود از چند سال پیش از آن سازماندهی شده بود. این برنامه تعدادی طرح ویژه برای فضاهای کوچک در مقیاس محلی (مثل 160 میدان شهر) راشامل می شدکه هدف آن ایجاد شکوهمندی در کل بافت شهر بود. این برنامه تنها از طریق سازماندهی ماهرانه مدیران ومسئولین شهر وبه گفته شهردار وقت بارسلون با همکاری جانانه شهرداری وشورای شهر ومدرسه معماری میسر گردید. تجربه بارسلون نمونه ای است که با تحقق آن:

-   تمامیت ساختار شهر متحول شده وزندگی دوباره یافته است.

-   قلمرو عمومی آن در یک دوره زمانی نسبتا کوتاه به گستردگی تجدید ساختار شده است.

-   به جای حرکت از سطوح جامع به مداخلات موضعی دگرگونی کلی وهم پیوند در مقیاس شهر با اجرای تعدادی طرح ویژه کوچک مقیاس حاصل آمده است.

درمقابل تجربه ما به تمام معنی نشان از فقدان سازماندهی در مداخلات شهری دارد مثلث وزارت مسکن وشهرسازی (سازمان عمران وبهسازی شهری) شهرداری ها وسازمان میراث فرهنگی کشور در این امر درگیر هستند وهر یک براساس مصوبات وقوانین جاری نقشی برعهده دارند. بررسی جایگاه قانونی وعملی این سه در فرآیندمداخلات تجدید حیات وظیفه حساس دیگری است. لیکن در عرصه تأثیربرامر سازماندهی واقعیات حاکی از این است که:

-   هماهنگی وهمسویی در میان نیست؛

-   شرح وظایف وحوزه عمل هر یک در طرح های پیچیده وحساس بهسازی ومرمت شهری به روشنی تعریف نشده است؛

-  قوانین ومقررات مورد عمل هریک با دیگران درتعارض است؛

نتیجه اینکه اجرای طرح های جدید حیات در کشور ما به درازا می کشد وبه جای تزریق انرژی وتوان در بافت های فرسوده عملا به رکورد زندگی در آنها منجر می شود.

از سوی دیگر هر سه ارگان مذکور در مجموعه تشکیلات دولت جای دارند ونهادهای مردمی هنوز به چرخه مشارکت وارد نشده اند. تحقق این مهم در گروی ایجاد دگرگونی بنیادی در مجموعه مناسبات مربوط به مداخله در مراکز قدیمی وتاریخی است وبدون آن انتظار توفیق طرح ها نابجا است.

 

4-  نتیجه گیری : ضرورت زمینه گرایی

بررسی تجربه گذشته چند مانع عمده را شاخص می سازد:

1) نارسایی قوانین       2) شرایط ناپایدار اقتصادی     

3) نا آشنایی نظام عامل (مدیریت شهری)   

4) وسعت حوزه مداخله    

       5) تحقق ناپذیری یا دوره زمانی بسیار طولانی

      6) غیبت شهروندان

همه دست اندرکاران با این زنجیره وحوزه بازدارنده آن آشنا هستند ولی موانع هم چنان باقی است. نوزایی شهری مفهوم جدیدی نیست بلکه امروز الزامات آن شناخته شده است:

-   رویکرد به تجدید حیات شهری باید متحول شود.

-   راهبری مثبت(هدایت) وسازماندهی مشارکتی لازمه کار است.

-   مجموعه ای از اقدامات فرآیندی(نه راه حل های ثابت وغیر منعطف) ضروزت دارد.

-   به دلیل پیچیدگی واختلاط مسائل ومشکلات پاسخ ها ساده نیستند بلکه مجموعه ای از راه حل های مرکب (ترکیبی از ملاحظات اجتماعی اقتصادی ومحیطی) موردنیاز است

-   سرمایه گذاری کلان بخشهای عمومی وخصوصی ضرورت دارد.

-   روشن است که تأکید نگارنده بر تجربه جهانی ، تکرار شکلی آن در مراکز ارزشمند شهرهای کشورمان نیست.

بی تردید نمی توان دستاوردهای متکی به 90 سال سابقه مستمر قانون گذاری وسازماندهی وبازنگری مداوم درآنها ونیز تجربه متکی به انباشت سرمایه های کلان مادی ومعنوی در کشورهای دیگر را مستقیما ترجمه کرد و‹‹ مدل››  قرار داد !ما دراین مقایسه حساس می بایست عوامل اصلی فرآیند توفیق جهانی را شناسایی کنیم وبا« زمینه» خود انطباق دهیم.ما به تلاشی ارزشمند وهمه جانبه نیازمندیم تا اهداف ، مبانی ومعیارهای تجدید حیات ونوزایی شهری رابه فراخور شرایط جامعه در حال گذار خود به دقت تبیین نماییم وآنان را براساس نتایج حاصل از فرآیند تحقق اقدامات مورد بازنگری ودقیق سازی قرار دهیم.

 

تجمیع شناسنامه کامپیوتر جمع آوری خودکار فروش کاشی مساجد ایجاد شناسنامه تجهیزات کاشی مسجدی هلپ دسک سازمانی هلپ دسک IT Help Desk کاشی سنتی ایرانی مدیریت تجهیزات IT مدیریت تجهیزات آی تی کارتابل درخواست ها کارتابل درخواست های IT جمع آوری خودکار نرم افزارها جمع آوری سیستم های شرکت جمع آوری سیستم های سازمان تجمیع اطلاعات تجمیع اطلاعات IT تجمیع کامپیوترها مدیریت IT سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT سیستم مدیریت فنآوری اطلاعات ابزار مدیران IT ابزار مدیران فنآوری اطلاعات سامانه تجمیع خودکار شناسنامه جمع آوری سیستم کامپیوتر
All Rights Reserved 2022 © Tajmie.ir
Designed & Developed by BSFE.ir