hc8meifmdc|2011A6132836|Tajmie|tblnews|Text_News|0xfdffb430010000008206000001000100
نگاه به تصویر در فقه
سیدحمید میرخندان
بحث وجوه تمایز و اشتراک تصور و تصویر میتواند به عنوان مدخلی برای احکام مختلف فقهی مطرح باشد. یکی از این دسته احکام، احکام نظر یا احکام نگاه است و اینکه آیا حکم فقهی نگاهکردن به تصویر انسان و نگاهکردن به انسان (تصور حسی) متفاوت است، یا اینکه هر دو در احکام نگاه مشترکاند؟ و در صورت اشتراک حکم، تصویر بهطور کلی و فیلم بهطور خاص در مقایسه با تصور دارای ویژگیهایی است که به بحث بیشتری از آنچه در فقه دربارهی احکام نگاه مطرح شده نیاز دارد.
بنابراین، در این نوشته به دو مطلب پرداخته خواهد شد: 1ـ آیا احکام نگاه به تصویر با احکام نگاه به شخص مشترک است یا متفاوت؟ 2ـ از آنجا که تصویر در مقایسه با تصور ویژگیهایی دارد، برخی احکام نگاه با درنظرداشتن ویژگیهای تصویر مورد بررسی قرار میگیرد؛ ضمن اینکه به جایگاه نگاه در روابط اجتماعی و چرایی احکام نگاه در دستگاه فکری دینی اشاره خواهد شد.
اشتراک یا عدماشتراک
در احکام پنجگانهی تکلیفی، یعنی وجوب، استحباب، اباحه، کراهت و حرمت با سه عنوان روبهروییم: حکم، متعلق حکم و موضوع. حکم یکی از احکام پنجگانهی یادشده است و متعلق حکم آن عنوان کلیای است که حکم بدان تعلق گرفته و موضوع آن چیزی است که حکم و متعلق آن بر آن بار میشود. به عنوان مثال، در مطلب مورد بحث این نوشته، یکی از احکام این است که نگاهکردن به بدن زن مسلمان حرام است. در این جمله، «حرام است»، حکم و «نگاهکردن»، «متعلق حکم» و «بدن زن مسلمان»، موضوع حکم است. احکام دائر مدار موضوعات خودند و در صورت تغییر موضوع، حکم سابق دربارهی موضوع جدید صادق نخواهد بود. به بیان دیگر، دلایلی که مثلاً حرمت نگاه به بدن زن مسلمان را ثابت میکنند تنها بر موضوع موردنظر یعنی زن مسلمان دلالت دارند و شامل موضوع دیگر مانند مرد مسلمان نمیشوند.
تعیین دایرهی موضوع و تحدید آن در برخی از موارد از سوی شارع و از طریق وحی صورت گرفته و در بسیاری موارد به عرف ارجاع داده شده است. آنچه در بحث اشتراک یا عدماشتراک احکام نگاه به شخص و نگاه به تصویر آن اهمیت دارد، اختلاف موضوع است، چرا که در نگاه به تصویر، موضوع حکم، تصویر و در نگاه به شخص، موضوع موجود خارجی است؛ گرچه نگاه به تصویر و نگاه به انسان هر دو از مقولهی تصور حسیاند و متعلق حکم در آنها نگاه است، لیکن موضوع آن دو متفاوت است.
تفاوت دو موضوع «تصویر» و «موجود خارجی» از دیدگاه عرف به دلیل تفاوت ماهوی آن دو است. اگر تصور را نوعی تصویر ذهنی بدانیم، نگاه به تصویر نیز، نوعی تصویر ذهنی تصویر است. در نگاه به موضوع خارجی، آنچه نگاه به آن تعلق گرفته، موجود خارجی واقعی است که بارزترین ویژگی آن حجم داشتن است؛ ضمن آنکه موضوع، فردی واقعی است. به خلاف نگاه به تصویر که متعلق نگاه متنی مادی است که بارزترین ویژگی آن مسطح بودنش است. ضمن آنکه متن تصویری میتواند کاملاً به تقلید از موضوع واقعی باشد یا از تخیل خالق تصویر نشأت گرفته باشد.
در هنرهای زندهی نمایشی مانند اپرا و تئاتر، تفاوت بنیادین مسطحبودن وجود ندارد و تنها تخیلیبودن جهان متن و تفاوت آن با جهان خارجی، وجه تمایز نگاه به هنرهای زندهی نمایشی از نگاه به عالم واقع است. اما تصویر موردنظر در این نوشته شامل هنرهای زندهی نمایش نمیشود و تنها دربارهی سه حیطهی نقاشی، عکاسی و فیلم صدق میکند.
پس از دیدگاه فلسفی، متعلق نگاه به تصویر و نگاه به موجود خارجی دارای تفاوت ماهویاند و به بیان دیگر از دیدگاه عرف خاص، موضوع متفاوت است. در عرف عام و نزد عامهی مردم نیز دو موضوع تصویر و عین خارجی متفاوت است. به عنوان مثال، بین تصویر یک انسان و خود او تمایز و تفاوت گذاشته میشود. ازاینرو، نه در عرف خاص و نه در عرف عام، این دو موضوع مشترک و واحد شمرده نمیشوند. در دیدگاه شارع نیز به وحدت دو موضوع تصریح یا اشارهای نشده است. در تمامی آیات و روایاتی که دربارهی احکام نگاه وارد شده است، موضوع، عین خارجی و انسان مورد مشاهده در عالم خارج است و به تصویر اشارهای نشده است؛ خصوصاً اینکه دوگونه از تصویر یعنی عکس و فیلم در زمان پیامبر و ائمه وجود نداشته و نقاشی از انسان نیز مرسوم نبوده است. برای همین، در ادلهی احکام نگاه در اینباره تصریحی وجود ندارد. ازاینرو، احکام نگاه به تصویر را میتوان از مسائل مستحدثه و جدید شمرد.
البته روایتهایی دربارهی نکوهش تصویرگری و نقاشی از موجود جاندار (انسان یا حیوان) وجود دارد که این روایات بر مکروهبودن وجود تصویر در مقابل نمازگزار حمل شده است. در این روایات، اشارهای به فروع مورد بحث در احکام نظر نشده است، بلکه حکم تصویر نقاشی بهطورکلی بیان گردیده است. ازاینرو، بعد از فتوا به جایزبودن تصویرگری، احکام نگاه به تصویر مطرح خواهد بود. بنابراین، در بیانات شارع اشاره یا تصریحی دربارهی احکام نگاه به تصویر نشده است.
از دلایلی که میتوان برای سرایت احکام نگاه به تصویر بدان استدلال کرد آیات حجاب است. در آیهی 31 سورهی نور خطاب به زنان مؤمن آمده است:
«وَ قُل لِلْمؤمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُروُجِهِنَّ وَ لایبْدِینَ زِینَتُهنَّ الاّ ما ظَهَر مِنْهَا...»
«و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را ] از نگاه هوسآلود [ فروگیرند و فروج خود را حفظ کنند ] و عفا